X
تبلیغات
درونگرایی و برون گرایی - برون گرا درون گرا

درونگرایی و برون گرایی

درونگرایی و برون گرایی

برون گرا درون گرا

شخصیت چیست؟

تعریف شخصیت عملاً کار بسیار دشواری است. به خصوص آن که تعریف شخصیت از دیدگاه مردم با تعریف شخصیت از دیدگاه روانشناسان تفاوت‌هایی دارد.شخصیت از دیدگاه روانشناسان عبارت است از خصوصیات و شیوه‌های رفتاری و کیفیت سازگاری فرد که جنبه‌ی دائمی داشته، فرد را از دیگران متمایز می‌کند و سبب ارتباط بین او و دیگران در محیط می‌گردد. نگرش‌های فرد نسبت به خودش، عادت‌های رفتاری، نگرش فرد نسبت به دیگران و نوع اندیشیدن و چگونگی شیوه‌های بیان آن، رغبت‌ها و آرزوهای فرد، طرح‌ها و برنامه‌های او در زندگی و به طور کلی نگرش وی نسبت به زندگی، سازگاری کلی فرد که الگوی خاصی در زندگی برای او تشکیل می‌دهد را شخصیت می‌نامند. شخصیت بسیار پیچیده و دارای قابلیت رشد دادن می‌باشد. که عوامل متعددی در رشد آن دخالت دارد. برخی از عوامل دارای ماهیت بیولوژیکی است که مبانی وراثت را تشکیل می‌دهد. تواناییهای ذهنی فرد عامل دیگر در رشد شخصیت است و عوامل فرهنگی و محیطی نیز نقش مهمی در ساخت و رشد شخصیت دارد. از نظر توارث عناصر، ژنتیکی، فیزیولوژیکی و جسمانی و از نظر محیطی مسائلی مانند شرایط قبل از تولد، تجارب ماههای اولیه‌ی زندگی، نظام خانواده و روابط درون خانواده، تجارب کودکی، بلوغ و نهادهای آموزشی نیز هر کدام در جائی خود مطرح می‌باشند. اگر الگوهای معمول پاسخ افراد را در برابر موقعیت‌ها بشناسیم بهتر می‌توانیم رفتار او را در موقعیت‌های جدید پیش‌بینی کنیم. انسانی که با ویژگی‌های ژنتیکی و جسمانی خاصی به دنیا می‌آید، ارتباط بعدی او با محیط اطرافش خواهد بود. در واقع ویژگی‌های ژنتیکی افراد در محیط مناسب قادر خواهد بود در شکل‌گیری شخصیت نقش خود را ایفا نماید. به عنوان مثال: هر نوزاد با مقدار توانایی‌ها و استعدادهای گوناگون متولد می‌شود. اما شکوفا شدن یا نشدن این استعدادها و توانایی‌ها بستگی به محیطی دارد که در آن قرار می‌گیرد و رشد می‌کند. زیرا عوامل محیطی زمینه ساز رشد و توسعه‌ی جنبه‌های وراثتی و ایجاد کننده‌ی بسیاری از خصوصیات اکتسابی شخصیت می‌باشند. ویژگی‌های وراثتی برای تحقق و رشد خود به زمینه‌ای مناسب نیاز دارند و این محیط است که زمینه را فراهم می‌سازد تا این توانایی‌ها شکوفا شوند. در مراحل رشد شخصیت از فرد انتظار می‌رود به سازگاری و رفتارهای سازگارانه دست یابد زیرا سازگاری جریانی پویاست. هر فرد به محیط و تغییراتی که در آن رخ می‌دهد پاسخ‌هایی می‌دهد. تعیین این که شخص تا چه اندازه می‌تواند با محیط و تغییرات آن سازگار شود به دو عامل بستگی دارد، یکی خصوصیات شخص یعنی مهارتها، نگرش‌ها، حالات بدنی و دیگری موقعیت‌هایی که با آن مواجه می‌شود مانند کشمکش‌های خانوادگی و بلاهای طبیعی این دو عامل با هم در تعیین سازگاری، خشنودی و کامیابی یا شکست و کناره گیری فرد موثرند. چون شخص و محیط همواره در حال تغییر و تحول‌اند، پس سازگاری باید همواره با توجه به این دو عامل صورت پذیرد. تغییرات فوق‌العاده سریع درونی، فشار خاصی بر توانایی‌های سازگاری فرد وارد می‌سازند. بعضی از افراد ممکن است در موقعیتی که دیگران نمی‌توانند خود را در آن سازگار کند، رفتاری سازگارانه داشته باشند. رفتارهای سازگارانه به رفتارهای بهنجار تعریف می‌شوند. این گونه رفتارها دلالت بر استانداردها دارد و زمانی نابهنجار نامیده می‌شود که سازگاری فرد نامطلوب گردد. بسیاری از دانشمندان اجتماعی این نظریه را بیان داشته‌اند که تطبیق رفتار با استانداردهای اجتماعی نشانگر بهنجار بودن آن است، در حالی که انحراف از این استانداردها دلیل نابهنجار بودن آن است تا زمانی که رفتاری مورد قبول باشد نمی‌تواند نابهنجار تلقی شود. بر اساس این تعریف رفتار زمانی نابهنجار است که جامعه آن را نابهنجار بداند. یعنی رفتار طبیعی، رفتاری است که اجتماع توقع دارد. البته تنها این ملاک نیست بلکه رفتار طبیعی رفتاری است که رفاه فرد و سرانجام رفاه جامعه را تامین نماید. رفاه تنها شامل بقای نفس نیست بلکه رشد و کمال فرد و تحقق توانایی‌های بالقوه‌ی وی را نیز در بر می‌گیرد. بنابراین وقتی انسان در محیط مساعدی قرار بگیرد و شخصیت وی خوب شکل بگیرد، فرصت می‌یابد که نیروی بالقوه و خلاق خود را آزاد نموده و برای تحقق توانایی‌های مثبت خود گام برداشته جلو رود و اگر محیط و شرایط سدی برای تحقق توانایی‌های وی ایجاد نماید موجب اضطراب در فرد خواهد شد که اختلال‌های شخصیت را در فرد بوجود می‌آورد.

درون گرايي : (Introversion)
ـ تعريف نظري : ويژگي خُلقي است كه با ديدگاه دروني ذهني همراه بوده و فرد دورن گراآمادگي بيشتري براي خود داري و تسلط بر نفس از خود نشان مي‌دهد. اين افراد كمتر تمايل به حضور در جمع دارند و و بيشتر دقت خود را به مطالعه و فعاليت هاي ذهني انفرادي مي‌گذرانند.

برون گرايي: (Extraversion)
ـ تعريف نظري: ويژگي خُلقي است كه با ديدگاه عيني و خارجي مشخص شده و با فعاليت عملي بالاتري همراه است، افراد برون‌گرا از آمادگي كمتري براي تسلط بر نفس خويش برخوردارند.

مقايسه روان‌شناسانه بين افراد درون‌گرا و برون‌گرا
بعضي‌ها ترجيح مي‌دهند كه تنها باشند و تنها كار كنند و بعضي برعكس، ترجيح مي‌دهند در جمع زندگي كنند و با يكديگر كار كنند و بيشتر با مردم روبه‌رو شوند. روان‌شناسان به آن افرادي كه جزو دسته اول هستند، درون‌گرا و به آن دسته از افرادي كه در دسته دوم هستند، برون‌گرا مي‌گويند. بيشتر ما با افرادي كه سبك فكري آنها با سبك فكري ما هم‌سويي دارد، راحت‌تر و خودماني‌تر هستيم. روان‌شناسان مي‌گويند نويسنده‌ها، نقاشان و باغبانان معمولاً درون‌گرا هستند و فروشنده‌ها، خدمه كشتي و هواپيما و هتل‌ها معمولاً برون‌گرا هستند.
افراد درون‌گرا با امور دروني سر و كار دارند. مي‌توان گفت آنها افرادي هستند كه به درون توجه مي‌كنند. درون‌گرايي، ويژگي افرادي است كه تودار هستند و به درون‌‌نگري، وظيفه‌مداري، كناره‌گيري از ديگران و گاهي ناآگاهي اجتماعي گرايش دارند. آنها تمايل دارند كه به تنهايي كار كنند و برتري آنها ضرورتاً استفاده از هوش در مورد اشيا و عقايد، جداي از ديگران است. تيپ‌هاي احساسي، درون‌گرا هستند و تفكر همراه با قضاوت‌شان نشان مي‌دهد كه آرام و جدي باشند و براي كسب موفقيت، به طور دقيق بر امور مربوطه متمركز شوند. آنها متقاعد شده‌اند كه عمل‌گرا، نظم‌پذير، واقع‌گرا و قابل اطمينان باشند و به حقيقت امر توجه كنند و در محيط بيروني زندگي خود بيشتر با تفكر عمل كنند، ولی در محيط زندگي با احساسات عمل كنند. افراد برون گرا بيشتر به محيط بيرون گرايش دارند و مردم‌دار هستند. غالباً داراي حساسيت اجتماعي هستند و از آنچه براي ديگران اتفاق مي‌افتد، آگاهي دارند. آنها تا جايي كه ممكن است دوست دارند با ديگران كار كنند. افراد برون‌گرا چون دوست دارند به صورت گروهي كار كنند، احتمالاً وقتي با يكديگر كار مي‌كنند، بهتر ياد مي‌گيرند.
افراد درون‌گرا و برون‌گرا به طور متوسط در دو انتهاي مخالف يك خط قرار دارند. افراد درون‌گرا چون ترجيح مي‌دهند به تنهايي كار كنند، ممكن است در فعاليت‌هاي گروهي دچار اضطراب شوند. البته اين به آن معنا نيست كه افراد درون‌گرا به هيچ‌وجه نبايد كار گروهي انجام دهند و يا افراد برون‌گرا نبايد به تنهايي فعاليت كنند. آنچه مسلم است، اين است كه افراد بايد ياد بگيرند كه در موقعيت‌هاي مختلف انعطاف‌پذيري بيشتري داشته باشند.

برون‌گراها اين‌گونه‌اند :
- علاقه‌مند به وقايع پيرامون خود.- رو راست و معمولا پرحرف.- عقيده خود را با عقايد ديگران مقايسه مي‌كنند.
-اهل پيشقدم شدن در كارها.- به سهولت دوستان جديدي يافته و با يك گروه خود را وفق مي‌دهند.-افكار خود را راحت بيان مي‌كنند.-علاقه‌مند به افراد جديد.- بزرگ‌ترين وحشت آنها آن است كه نكند پس از يك فاجعه هولناك آخرين بازمانده بشر روي زمين باشند! (ترس از قطع ارتباط با دنياي خارج و مردم)؛ يعني تنهايي براي آنها بسيار آزار دهنده است.-از تعامل و ارتباط برقرار كردن با ديگران انرژي مي‌گيرند.- خوش مشرب بوده اما زياد احساساتي نيستند.- ريسك پذيرند، سريع تصميم مي‌گيرند، اجتماعي هستند، درك آنها آسان است، شخصيت آنها در خلوت و حضور ديگران معمولاً يكسان است و معاشرتي هستند.- پس از آنكه حرف خود را زدند به گفته خود مي‌انديشند. علاقه‌مند به كار گروهي هستند. نقل هر مجلس هستند. موسيقي با صداي بلند و فعاليت‌هاي هيجان‌انگيز را بيشتر دوست دارند.- رنگ‌هاي روشن را بيشتر دوست دارند. بيشتر از اعمال ديگران خشمگين مي‌شوند تا اعمال خودشان. اطلاعات شخصي خود را به سادگي با ديگران قسمت مي‌كنند. رويكرد سريع‌الوصول را بيشتر ترجيح مي‌دهند. تنها از روي تجارب زندگي خود درس مي‌گيرند و نه عبرت گرفتن از ديگران.
- حدوداً 60 درصد از جمعيت زمين را تشكيل مي‌دهند.
* البته خصوصيات فوق، هيچ ارتباطي با اعتماد به نفس داشتن فرد برونگرا ندارد، يك برون‌گرا ممكن است اعتمادبه نفس پاييني داشته باشد.

درون‌گراها اين ‌گونه‌اند :
- علاقه‌مند به احساسات و افكار خودشان، نيازمند به داشتن قلمرو شخصي، كم‌حرف، ساكت و متفكر.- دوستان زيادي ندارند. در ارتباط برقرار كردن با افراد جديد مشكل دارند. علاقه‌مند به سكوت و تمركز. از ديد و بازديد‌هاي غيرمنتظره و ناگهاني بيزارند.- كارايي آنها در تنهايي بيشتر است و ترس آنها اين است كه فرديت خود را از دست بدهند. از فعاليت‌هاي انفرادي انرژي مي‌گيرند.- در بين انبوه مردم بودن آنها را خسته مي‌كند. معمولاً كم‌رو هستند. درك‌شان مشكل است. اهل ايده و عقايد نو هستند.- شخصيتي متمايز در خلوت خود و در حضور ديگران دارند. مشتاق و احساساتي هستند. معمولاً احساسات‌شان را بيان نمي‌كنند. در جمع ناآشنا ساكت اما در جمع دوستان خود راحت هستند. تمركزشان زياد است. براي تصميم گيري به زمان نياز دارند. پيش از حرف زدن مي‌انديشند.- از در ميان گذاشتن اطلاعات شخصي خود با ديگران خودداري مي‌كنند. از قوانين خشك بيزارند و خواهان آزادي هستند. مايل به رويكردي آهسته اما دقيق‌اند. اهل عبرت گرفتن از ديگرانند و پس از آموختن روش زندگي، ديگر گونه زندگي مي‌كنند.- حدود 65 درصد نوابغ را درون‌گرايان تشكيل مي‌دهند.
* البته اين خصوصيات هيچ ارتباطي با كمرويي و عدم اعتماد به نفس درون‌گرايان ندارد. ممكن است آنها خيلي هم با اعتمادبه نفس باشند.

«برون‌گرایی»
حل مساله: تمایل به با صدای بلند فکر کردن، خطور کردن بهترین راه حل ها به ذهن در هنگام حرف زدن، نادیده گرفتن نظرات دیگران، علاقه به شرکت در بحث های گروهی به منظور حل مشکل

ارتباطات: ترجیح ارتباط رو در رو در صورت امکان، تمایل به دیدن واکنش ها و رفتارهای غیرکلامی، نیاز به بازخورد فوری، عدم علاقه به نوشتن خاطرات روزانه یا ایمیل های طولانی، جستجو برای یافتن فرصت هایی جهت گفتگو و فعالیت های اجتماعی

تصمیم گیری: دریافت اطلاعات از دیگران قبل از تصمیم گیری تمایل به سریع عمل کردن در موقع بحرانی
تعاملات بین فردی: انرژی گرفتن از تعامل با دیگران و احساس تخلیه انرژی به واسطه تحمل تنهایی به مدت طولانی، داشتن دوستان و آشنایان زیاد

توجه و تمرکز: تمرکز زیاد روی افراد و اشیا دور و بر، ناتوانی در تمرکز به هنگام سکوت، خسته شدن از اجبار به نشستن و توجه طولانی مدت به یک شی یا موضوع، اهمیت ندادن به عوامل مزاحم

نقاط قوت طبیعی: انرژی دادن به افراد و گروه ها، توانایی سریع عکس العمل نشان دادن، به وجود آمدن احساس شور و هیجان، آشنا کردن افراد به یکدیگر

نقاط ضعف طبیعی: ندادن فضا به دیگران برای صحبت کردن، توجه نکردن به اطلاعات دیگران، ننوشتن درباره مشکلات، واکنش نشان دادن قبل از فکر کردن

چگونه باعث آزار دیگران می شوند: با صحبت کردن و جلب توجه زیاد و اجازه ندادن به دیگران برای مطرح کردن خود در جمع

سوء تعبیر دیگران در مورد آنها: شاید دیگران انها را افرادی خودخواه که برای دیگران ارزشی قائل نیستند تصور کنند.

تعریفی دقیق تر از «درون‌گرایی»
حل مسئله: تمایل به پردازش درونی اطلاعات، خطور کردن بهترین راه حل ها به هنگام سکوت و تنهایی، نیاز به افزایش دانش و آگاهی قبل از بحث درباره مشکل مورد نظر

ارتباطات: ترجیح دادن ایمیل و پیام های صوتی، اجتناب از تعاملات غیرضروری، عدم علاقه به هدر دادن وقت با بحث و گفت و گو، تمایل به فکر کردن قبل از عمل، عدم علاقه به جلسات و ملاقات های طولانی مدت، جستجو برای یافتن فرصت هایی جهت تنهایی و سکوت

تصمیم گیری: تصمیم گیری مستقل دو بدون دخالت دیگران برایشان خوشایندتر است، نیاز داشتن به زمان قبل از شروع فعالیت

تعاملات بین فردی: احساس تخلیه انرژی به واسطه تعاملات زیادی، اجتماعی و نیاز به تنهایی برای نیرو گرفتن دوباره، بودجه بندی دقیق" زمان مخصوص به دیگران"

توجه و تمرکز: تمرکز زیاد روی افکار و نظرات درونی، اغلب مشغول گفتگوی درونی بودن، لذت بردن از تمرکز در سکوت بر یک موضوع، ناراحت شدن از عوامل مزاحم

نقاط قوت طبیعی: آرام کردن افراد و گروه ها، ارزیابی موقعیت قبل از عمل کردن، گوش دادن به نظرات دیگران، مستقل عمل کردن

نقاط ضعف طبیعی: ناتوانی از در میان گذاشتن افکارشان با دیگران، مشورت نگرفتن از دیگران، تاکید بیش از حد بر نوشتن، فکر کردن خیلی زیاد قبل از اقدام به عمل

چگونه باعث آزار دیگران می شوند: با ناتوانی در ابراز عقاید، شرکت نکردن در بحث ها یا واکنش نشان ندادن نسبت به حرف های دیگران

سوء تعبیر دیگران در مورد آنها: ممکن است دیگران به اشتباه آنها را افرادی کناره گیر، خجالتی و غیرصمیمی تلقی کنند.

آشنایی ما با ویژگی های شخصیتی خود و اطرافیان مان باعث می شود که با پذیرش این تفاوت ها و احترام گذاشتن به آنها در برخورد با دیگران رفتار معقولانه تری داشته باشیم.

  آزمون «برون‌گرایی»
آزمون زیر به شما کمک می‌کند تا حدس و گمان‌هایی را که در مورد این جنبه از شخصیت‌تان دارید به یقین تبدیل کرده و با توجه به شناخت و آگاهی که در مورد خودتان به دست آورده‌اید، در انتخاب شریک زندگی معقولانه تر عمل کنید.

عبارات زیر را با دقت خوانده و با انتخاب یکی از گزینه های بلی یا خیر به آنها پاسخ دهید.

1.آیا شمار سرگرمی های متنوعی دارید؟2.آیا فرد پرحرفی هستید؟3.آیا نسبتا با نشاط و سرزنده هستید؟4.آیا می توانید در یک مهمانی شاد شرکت کرده و لذت ببرید؟۵.آیا از ملاقات با افراد جدید لذت می برید؟۶.آیا معمولا در موقعیت های اجتماعی، حضور غیرفعال دارید؟۷.آیا علاقه زیادی به گردن کردن دارید؟8.آیا مطالعه را به ملاقات با مردم ترجیح می دهید؟۹.آیا دوستان زیادی دارید؟10.آیا خود را فرد بی قیدی می دانید؟11.آیا معمولا در پیدا کردن دوستان تازه پیشقدم می شوید؟12. آیا وقتی با دیگران هستید، اغلب ساکت می مانید؟13. آیا می توانید به آسانی به یک مهمانی نسبتا کسل کننده، جان ببخشید؟14. آیا دوست دارید برای دوستان خود لطیفه و داستان های خنده دار تعریف کنید؟15.آیا معاشرت با مردم را دوست دارید؟16. آیا در گفتگو با مردم، معمولا حاضرجواب هستید؟17.آیا دوست دارید کارهایی را که سرعت عمل لازم دارند، انجام دهید؟18. آیا اغلب فعالیت هایی بیشتر ازآنچه وقت در اختیار دارید، به عهده می گیرید؟19.آیا می توانید یک مهمانی راه بیندازید؟20.آیا هیجان و شلوغی زیاد در اطرافتان را دوست دارید؟21.آیا دیگران فکر می کنند شما فرد با نشاط و دل زنده ای هستید؟
نمره گذاری: برای به دست آوردن نمره نهایی به هر گونه بلی یک امتیاز و هر گزینه خیر، امتیاز بدهید. البته در سوالات 6، 8 و 12 نمره گذاری به صورت معکوس انجام می شود، یعنی به گزینه بلی، امتیاز و به گزینه خیر یک امتیاز تعلق می گیرد. در پایان، امتیاز همه 21 عبارت را با هم جمع کنید.

تفسیر نتایج
نمره بالاتر از 14: احتمالاً شما فرد برونگرایی هستید و از این رو شما برای اداره امور زندگی خویش به انگیزه ها ومحرک های قوی نیاز دارید. احتمالاً شما بیشتر دارای دیدگاه عینی و خارجی بوده و دارای فعالیت عملی عالی هستید.ولی میزان تسلط بر نفستان نسبت به افراد درون گرا کمتر است. شما مایلید که بر محیط اطراف خود تاثیر گذارده و به رقابت با دیگران پرداخته و در مجامع عمومی بیشتر ظاهر می شوید.

نمره پایین تر از 14: امتیاز شما گویای این است که احتمالاً فرد درونگرایی هستید. شما برای شروع یا ادامه دادن کارها و فعالیت هایتان به انگیزه ها و محرک های خیلی قوی نیاز ندارید. افراد درون گرا دارای دیدگاه درونی و ذهنی هستند و آمادگی بیشتری را باری خودداری و تسلط بر نفس خویش از خود نشان می دهند. احتمالاً شما ترجیح می دهید اوقات خود را به مطالعه گذرانده و بیشتر تنها باشید و چون از تنهایی لذت می برید، کمتر مایل به معاشرت با دیگران هستید.

گاهی وقت ها، بعضی از ما به دلیل زندگی با افرادی که از نظر این ویژگی شخصی با ما تفاوت دارند، دچار تعارض هایی می شویم. 

  برون‌گرایی از نظر یونگ به چهار دسته تقسیم می‌شود

 ۱.برون‌گرای متفکر

   منطقی، واقع بین، متعصب .دقیقا مطابق با مقررات جامعه زندگی می‌کنند .این افراد گرایش دارند احساسها و هیجانات را سرکوب کنند ٬در تمام جنبه های زندگی واقع بین باشند و تعصب فکری ‌و‌عقیدتی دارند. ممکن است به صورت آدمهای خشک و سرد برداشت شوند . آنها دانشمندان خوبی می‌شوند زیرا تمرکز آنها بر آگاه شدن از دنیای بیرونی و استفاده از قواعد منطقی برای توصیف کردن آن است. افراد برون‌گرای متفكر قویاً به افكار عینی متكی هستند اما می‌توانند از افكار انتزاعی هم درصورتی كه این افكار از بیرون، مثلاً از طرف والدین یا معلمان منتقل شده باشند، استفاده كنند. ریاضی‌دانها، مهندسان و حسابداران اغلب از تفكر برون‌گرا دركارشان استفاده می‌كنند.

۲.برون‌گرای احساسی

   عاطفی، حساس، معاشرتی، بیشتر مختص زنان است تا مردان.گرایش دارد شیوه ی متفکر بودن را سرکوب کند و بسیار هیجانی باشد . این افراد از ارزشهای سنتی و اصول اخلاقی که آموخته اند پیروی می‌کنند. آنها به طرز غیر‌معمولی نسبت به عقاید و انتظارات دیگران حساس هستند .آنها از لحاظ عاطفی حساس بوده و براحتی رابطه ی دوستی برقرار می‌کنند و آدمهای معاشرتی و سرزنده ای هستند. یونگ معتقد بود که این تیپ در بین زنان بیشتر از مردان یافت می‌شود. فرایند ارزش قائل شدن برای یك عقیده یا رویداد، احساس نامیده می‌شود. افراد برون‌گرای احساسی برای ارزش‌گذاری‌ها، از‌اطلاعات‌ عینی استفاده می‌كنند. آنها در موقعیت‌های اجتماعی راحت هستند و فوراً می‌دانند چه بگویند و چگونه آن را بیان كنند. آنها به خاطراجتماعی بودنشان دوست داشتنی هستند، اما هنگامی كه می‌خواهند از معیارهای اجتماعی پیروی كنند، امكان دارد تصنعی، سرد، و غیرقابل اعتماد به نظر رسند.این افراد اغلب تاجر یا سیاستمدار می‌شوند، زیرا این مشاغل قضاوت كردن ارزشی براساس اطلاعات عینی را می‌طلبند.

۳. برون‌گرای حسی

   معاشرتی، لذت جو، سازش پذیر. بر لذت وخشنودی و بر جستجو ‌کردن تجربیات تازه تمرکز دارند.این افراد‌عمیقا به سمت دنیای عملی گرایش دارند و با انواع مختلف افراد و شرایط متغیرسازش پذیر هستند.چون آنها به درون‌گرایی عادت ندارند گرایش دارند به اینکه معاشرتی باشند و قابلیت زیادی برای لذت بردن از زندگی دارند. افراد درون‌گرای احساسی قضاوت‌های ارزشی خود را به جای واقعیت‌های عینی، عمدتاً بر پایه‌ی برداشت‌های ذهنی استوار می‌كنند. منتقدان انواع مختلف هنر از احساس درون‌گرا استفاده زیادی می‌كنند. این افراد وجدان خاصی دارند، طرز رفتار آنها آرام است و كم حرف هستند و روان آنها اسرارآمیز و دست نیافتنی است. آنها به افكار و عقاید سنتی توجهی ندارند و بی‌ اعتنایی تقریباً كامل آنها به دنیای عینی معمولاً باعث می‌‌شود افراد دور و بر آنها احساس ناراحتی كنند و نگرش سردی نسبت به ایشان داشته باشند. حس كردن كاملاً شبیه محرك مادی نیست بلكه صرفاً ادراك فرد از تكانه‌های حسی است. این ادراكها به تفكر منطقی یا احساس وابسته نیستند، بلكه به صورت واقعیت‌های مطلق و اولیه در درون هر فرد وجود دارند. افراد برون‌گرای حسی محرك‌های بیرونی را به صورت عینی درك می‌كنند و حس كردن آنها چندان تحت تأثیر نگرشهای ذهنی آنها قرار ندارد. این افراد توانایی مشاغلی چون نمونه خوانی، نقاشی ساختمان و سایر شغلهایی كه به تشخیص‌های حسی‌ای نیاز دارند كه باید با تشخیص‌های اغلب افراد هماهنگ باشند، را دارند.

۴.برون‌گرای شهودی

   خلاق، از توانایی برانگیختن دیگران برخوردار است. به خاطر توانایی زیادی که در بهره بردن از از فرصتها دارند موفقیت را در کار و کاسبی و سیاست می یابند.این افراد مجذوب اندیشه های تازه هستند و به خلاق بودن گرایش دارند. آنها می توانند در موفق شدن و پیشرفت کردن الهام بخش دیگران باشند. آنها به تغییر پذیر بودن نیز گرایش دارند. طوری که از یک فکر یا کار مخاطره آمیز به سراغ دیگری می روند و بیشتربه جای تامل بر پایه ی شم تصمیم گیری می‌کنند . با این حال تصمیمات آنها احتمالا درست از آب در می آید. افراد برون‌گرای شهودی به سمت واقعیت‌های دنیای بیرونی گرایش دارند با این حال به جای اینكه آنها را كاملاً حس كنند، صرفاً به صورت نهانی درك می‌كنند. مانند مخترعانی كه جلوی اطلاعات حسی منحرف كننده را می‌گیرند و روی راه حل‌های ناهشیار برای مسایل عینی تمركز می‌كنند.

درون گرایی نیز از دیدگاه یونگ به چهار دسته تقسیم می‌شود

۱. درونگرای متفکر 

   به عقاید بیشتر از افراد علاقمند است. این افراد با دیگران خوب کنار نمی آیند و در انتقال عقاید مشکل دارند. این افراد به جای احساسات بر تفکر تاکید دارند و از قضاوت عملی ضعیفی برخوردار هستند. دیگران آنها را به صورت آدمهای یکدنده ٬عزلت گزین ٬متکبر و بی ملاحظه برداشت می‌کنند. افراد درون‌گرای متفكر به محركهای محیطی واكنش نشان می‌دهند اما تعبیر آنها از یك رویداد بیشتر تحت تأثیر معنای درونی‌ای كه به آنها می‌دهند قرار دارد تا خود واقعیت‌های عینی. فیلسوفان و مخترعان اغلب تیپ درون‌گرای متفكر هستند.

٢.درون‌گرای احساسی

    تودار، خویشتن دار؛ از توانایی هیجان عمیق برخوردار است اما از ابراز علنی آن خودداری می‌کنند.تفکر منطقی را سرکوب می‌کنند. آنها مرموز و دست نیافتنی به نظر می رسند و به ساکت بودن ٬متواضع بودن و بچگانه بودن گرایش دارند. آنها به احساسات و افکار دیگران اهمیت زیادی نمی دهند و منزوی ٬سرد و از خود مطمئن به نظر می رسند.

۳. درون‌گرای حسی

   در ظاهر بی اعتنا و خشک، خود را در فعالیت های هنر شناختی ابراز می‌کند. منفعل ٬آرام و جدا از دنیای روزمره به نظر می رسند. این افراد اغلب فعالیت‌های انسان را به دیده ی نیکخواهی و مسرت می نگرند. آنها از لحاظ هنر شناختی حساس هستند و خود را در غالب هنر یا موسیقی ابراز می‌کنند و به ابراز کردن شهود خود گرایش دارند. افراد درون‌گرای حسی عمدتاً تحت تأثیر حس كردن‌های ذهنی دیدنی، شنیدنی، چشیدنی، لامسه‌ای و .. قرار دارند. آنها به جای خود محرك‌ها به وسیله تعبیرشان از محرك‌های حسی هدایت می‌شوند، مانند چهره ‌نگاران. شهود عبارت است از ادراك فراتر از فعالیت‌های هشیاری.

۴. درون‌گرای شهودی 

   با ناهشیار بیشتر از واقعیت روزمره ارتباط دارد. به قدری بر شهود تمرکز دارند که افراد دارای این تیپ تماس کمی با واقعیت دارند. این افراد ژرف اندیش و خیالپرداز ٬کناره گیر و بی اعتنا به مسایل عملی بوده و دیگران آنها را خوب درک نمی‌کنند. آنها که عجیب و غریب و نا متعارف به نظر می رسند در کنار آمدن با زندگی روزمره و برنامه ریزی برای آینده مشکل دارند[1]. افراد درون‌گرای شهودی با ادراك واقعیت‌های ناهشیاری هدایت می‌شوند كه اصولاً ذهنی هستند و به واقعیتهای بیرونی شباهتی ندارند. مانند عرفا، پیامبران، نقاشان سوررئالیست یا آدم‌های متعصب مذهبی.

درمان برون گرایی افراطی در کودکان

علائم و نشانه ها:

-رفتار آمرانه،-داشتن دوستان فراوان و متعدد،-جذب دوستان جدید به راحتی،-رفتار پرخاشگرانه و تهاجمی،-تمرد و سرکشی،-بعضی وقتها رفتار غیرقابل تحمل،-اطمینان زیاد به خود و قاطعیت در کارها و رفتار،-سعی در رهبری و هدایت گروه و به عهده گرفتن نقش اصلی و مهم،-مطرح کردن حرفهای خود، خیلی زود و سریع (منتظر نوبت نمی ماند)،-سعی در خودنمایی،-سعی در نشان دادن خود به روشهای مختلف در مدرسه و کلاس (مثلاً با ارائه گزارش یا خواندن سرود یا انجام کاری که نمود عینی داشته و برای او کسب وجهه کند)،
-موفق بودن در انواع بازی ها.

عوامل پدیدآورنده:
-نشان ندادن توجه و محبت کافی به کودک در محیط خانواده،-وجود تبعیض در کانون خانواده،-استوار بودن رفتار والدین با کودک بر اساس تنبیه،-بی توجهی والدین نسبت به کودک،-احساس ناامنی و بی اعتمادی کودک نسبت به والدین و دیگران،-عدم نظارت والدین بر رفتار و عملکرد کودک،-عدم قراردادن فرصت و یا محیطی برای بروز استعدادهای کودک.

چگونگی عملکرد:
-آموزش مهارت های قابل قبول اجتماعی به کودک،-به دست آوردن اطلاعاتی در مورد نحوه برخورد با برون گرایان توسط والدین،-خودداری از تنبیه کودک،-آموزش چگونگی ایجاد آرامش و بردباری به کودک،-خودداری از برچسب زدن به کودک،-تشویق کودک به آهسته و شمرده صحبت کردن،-تقویت رفتارهای خوب و مناسب کودک،-ارزیابی رفتارهای گستاخانه کودک و بررسی علل بروز،-تشویق کودک به شرکت در کارهای گروهی (به صورتی که گروه زیر نظر یک مربی یا رهبر فعالیت کند تا به این وسیله او اطاعت از قوانین را بیاموزد)،-واگذار کردن کارهایی که نیاز به پشت میز نشستن دارد به کودک،-دادن آگاهی لازم در زمینه های مختلف به کودک.

 ارتباط درون گرایی با اظتراب

 زمانی که افراد به مدت نسبتاً طولانی در معرض اضطراب مزمن (Chronic anxiety) قرار می‌گیرند، سیستم‌های عصبی رتیکلوآندوتلیال (Reticlo endothelial system-R.A.S) آنها به گونه‌ای خود را تنظیم می‌نمایند که فرد به طور طبیعی در حالت بیداری، هوشیاری بیشتری را نسبت به وقایع اطراف خویش نشان می‌دهد. این امر طبیعتاً سبب می‌شود که نیاز به محرک خارجی در آنها کمتر شده و تا زمانی که منبع اضطراب کشف و رفع نگردد به سوی درونگرایی متمایل می‌شوند. (بنزیگرـ ۱۹۹۹).
با توجه به موارد فوق مشاهده می‌شود که وجود اضطراب در افراد جامعه تأثیر بسزایی در میزان درونگرایی و برون‌گرایی آنها دارد. به گونه‌ای که ممکن است یک فرد برون‌گرا در اثر شدت فشارهای وارده ناشی از اضطراب به تدریج به فردی درون‌گرا تبدیل شود و در صورتیکه این فشار همچنان ادامه داشته باشد ممکن است در افرادی که با مشاغل اجتماعی سر و کار دارند و باید در تعامل دایم با جامعه باشند سبب کاهش شدید کارآیی آنها بشود. این موضوع در جامعه معلمان بسیار حائز اهمیت است.
براساس دیدگاه آیزنگ (EYSENEK) نظریه یونگ مبنی بر اینکه «درونگرایی به عنوان یک حالت روانشناختی طبیعی در شرایط خاص محیطی است» کاملاً صحیح می‌باشد و این امر مبتنی بر خواص فیزیولوژیکی بدن است و به عنوان یک واکنش طبیعی در برابر اضطراب تلقی می‌شود.
از سوی دیگر افراد درونگرا در مواردی که جامعه‌شان افراد برون‌گرا مورد تقدیر و ستایش قرار می‌گیرند، دچار خجالت زدگی شده و احساس کم ارزشی می‌کنند (آرون ـ ۱۹۹۶).
همچنین بسیاری از افرادی که در معرض اضطرابهای مداوم قرار می‌گیرند ممکن است نسبت به زندگی دارای دیدگاه منفی شوند. ولی باید اعلام نمود که اضطراب در زندگی افراد به علت انتخابی است که آنها برای ادامه زندگی خویش انجام داده‌اند و این انتخاب بنا به هر دلیلی ممکن است آنها را با مشکلات مواجه کرده باشد. اما نکته مهم این است که تمایل افراد به درون‌گرایی در زمان رویارویی با اضطراب‌های ممتد این توانایی را به آنها می‌دهد که با تمرکز بیشتری به مشکل خود توجه نموده و نهایتاً درحل آن مشکل کوشش نموده و موفق شوند.
در این موارد افراد درون‌گرا با دقت هر چه تمام‌تر که به جمع‌آوری اطلاعات در خصوص علل بروز مشکلات و چگونگی رفع آنها می‌پرازند.(Aron, Elaine w. )و آنقدر کوشش می‌کنند تا نهایتاً با حل مشکلات مورد نظر به طور طبیعی به دیدگاه مثبت نسبت به زندگی دست می‌یابند.
دراینجا باید به نظریه آیزنک اشاره نماییم که بروز درون‌گرایی و برون‌گرایی در افراد همیشه حالت نسبی داشته و در ارتباط با وقایع خارجی زندگی آنها می‌باشد به صورتی که در شرایط مناسب افراد دارای یک حد تعادل در رفتارهای درون‌گرا و برون‌گرای خویش بوده و براساس شرایط زندگی خویش ممکن است بیشتر به سوی درون‌گرایی و یا برون‌گرایی متمایل شوند.
به طور مثال فردی که درحالت عادی برون‌گرا است ممکن است پس از تماس طولانی مدت با اضطراب مزمن تبدیل به یک فرد درون‌گرا بشود و پس از رفع اضطراب می‌تواند دوباره به شخصیت برون‌گرای خویش برگشت نماید. (آیزنک Eysenek- ۱۹۸۱).
بنابراین با توجه به روابط پویا و دینامیک ما بین دو بعد رفتاری درونگرایی و برون‌گرایی و ارتباط آن با اضطراب، اهمیت این امر مشاهده می‌‌شود.

رابطه برون گرایی با شاد بودن

تحقیقات نشان داده اند که برون گرایی با خوشبختی و به طور خاص با عاطفه مثبت همبستگی دارد. این ارتباط چنان قوی است که کاستا و همکاران (1981) دریافتند که این همبستگی را می توان در مورد شادی تا 17 سال بعد پیش بینی کرد. چرا برون گراها نسبت به درون گراها شادتر می باشند؟
برون گرایان نسبت به درون گراها شادتر هستند زیرا برون گرایان به خاطر ساختمان مغزشان نسبت به پاداش بیشتر پاسخ می دهند، بنابراین شادتر هستند و روان نژندان نسبت به تنبیه بیشتر پاسخ می دهند، بنابراین ناشادتر هستند، برون گرایان نسبت به درون گرایان از القاء خلق مثبت بیشتر تاثیر می پذیرند ، در حالی که در مورد القاء خلق منفی، تفاوتی بین این دو گروه وجود ندارد. مجموعه ایی از مطالعات نشان می دهد که شادی برون گرایان تا اندازه ایی ناشی از لذت تعامل اجتماعی با دوستان می باشد که برون گرایان از آن لذت بیشتری می برند، زیرا آنها دارای مهارتهای اجتماعی قوی تری می باشند که آنها را قادر به برقراری ارتباطات اجتماعی می سازد. در یک مطالعۀ طولی مشخص شد که افرادی که هستند برون گرایی بودند، به خصوص افراد جوان، حوادث مطلوبی در زندگی خصوصا در عرصه های کار و تفریح تجربه کردند. این موضوع می تواند با انتخاب ورود به چنین رویدادهایی و یا با توانایی تغییر این رویدادها انجام پذیرد و به احساس خوشبختی بیشتر و افزایش برون گرایی منجر می شود. مقیاس های شادی در طول زمان خیلی پایا هستند. جنبه های مختلف خوشبختی فردی، با یکدیگر همبستگی دارد. مطالعات در مورد دوقلوها اساس  ارثی شادی را نشان داده اند. شادی و خصوصا عاطفه مثبت به طور قوی با برونگرایی همبستگی دارد و عاطفه منفی به طور قوی با روان نژنده همبستگی دارد.
خوشبختی با جنبه های شناختی مختلف شخصیت همبستگی دارد. در یک مفهوم گسترده تر این جنبه ها بخشی از خوشبختی هستند و این همان دیدگاه ریف می باشد.
بین شادی و کنترل درونی، عزت نفس، خوش بینی و هدفمندی زندگی ارتباط قوی وجود دارد، هدفمندی زندگی به وسیله تعهد به اهدافی ایجاد می گردد که واقع بینانه می باشد و برای آنها منابعی وجود دارد. بعضی محققان اینگونه نتیجه گیری کرده اند که شخصیت نسبت به نژاد، طبقه اجتماعی، پول، ارتباطات اجتماعی، کار، تفریح، مذهب و دیگر متغیرهای محیطی، اثر تعیین کنندۀ بیشتری در شادی دارد.
شخصیت و موقعیت: هر دو بر شادی اثر دارند و با یکدیگر تعامل دارند. بدین معنا که بعضی از افراد نسبت به موقعیتهای لذتبخش بیشتر پاسخ می دهند (حساس ترند) و به این معنا که شادی تا اندازه ای از طریق انتخاب و کنترل موقعیتها و روابط بدست می آید. رضایت مندی و عاطفه مثبت با افزایش سن، کمی افزایش می یابد و عاطفه منفی با افزایش سن کاهش می یابد و این دو مورد در مردان بیشتر است این افزایش با وجود درآمد کم و بهداشت بدتر افراد سالمند وجود دارد، که شاید به خاطر آن است که سالمندان می توانند در طول زمان با موقعیتهایشان (مشکلاتشان) کنار بیایند. تفاوتهای جنسیتی در شادی، کوچک است ، اما زنان کمی شادتر از مردان هستند، اگرچه آنها احتمال بیشتری دارد که از افسردگی رنج ببرند زنان هر دو نوع عاطفه مثبت و منفی را به صورت قوی تر تجربه می کنند.

رابطه برون گرایی ودرون گرایی با مدیریت

معمولا‌ مديران افرادی هستند با استقامت که بی‌پرده سخن می‌گویند، دستور می‌دهند‌، برنامه‌ریزی می‌کنند و در میان اعضای یک گروه دارای شخصیتی برجسته و اجتماعی هستند‌، اما همیشه اوضاع به این منوال نیست‌. «آدام گرانت» استاد مدیریت دانشگاه وارتون به همراه دو تن از همکارانش در تحقيقات اخير خود درباره مدیریت و فعالیت گروهی‌، به مخالفت با‌اين فرضیه که «موفق‌ترین مدیران افراد برون‌گرایی هستند» می‌پردازند.
نظر «گرانت» و همکارانش «فرانسسکا جینو» استاد دانشکده بازرگانی‌هاروارد و «دیوید‌هافمن» استاد دانشکده بازرگانی کارولینا شمالی در مقاله‌اي با عنوان «مزیت تجدیدنظر مدیریت برون‌گرا: وظیفه پیشگیری کارمندان» در مجله آکادمي ‌مدیریت به چاپ رسیده است‌. آنها معتقدند‌، مدیران درون‌گرا در شرایط خاص موفق‌تر هستند و رابطه مستقیمي‌ بین موفقیت مدیران با شخصیت کارمندان وجود دارد.
مدیریت برون گرا‌، به دستور دادن توجه خاصی نشان می‌دهد: رفتارهایی همچون اجتماعی بودن‌، قاطعیت‌، شجاعت‌، پر گویی و اقتدار نیز از خصوصیات‌ اين روش مدیریتی محسوب می‌شود و از مزیت‌هایی همچون ارائه سازمان دهی قدرت و دستورالعمل نیز برخوردار است. همکاری مدیران برون‌گرا با کارمندانی که فعال هستند و بی‌پرده سخن می‌گویند منجر به بروز اختلافاتی می‌شود‌، هر چند که محققان معتقدند در صورت همکاری همان گروه از کارمندان با مدیران درون گرا‌، مسیری جهت دستیابی به موفقیت هموار می‌شود‌. ‌اين روش برای مدیرانی که قصد پیشرفت دارند مورد استفاده قرار می‌گیرد. گرانت می‌گوید: «اگر به تحقیقات مدیریتی موجود نگاهی بیاندازیم، متوجه می‌شویم که یک مدير موفق‌، فردی است برونگرا‌، برجسته و استوار که تبحر خاصی در پیش‌بینی شرایط نیز دارد. اما‌اين توصیف کاملی برای یک مدیر موفق به نظر نمی‌رسد زیرا اطلاع کافی پیرامون موقعیت‌هایی که مديران درون گرا نسبت به مديران برون‌گرا موفق تر هستند، در دسترس نیست.»
بنابراین گرانت و همکارانش از دید تجاری به قضیه نگاه می‌کنند و به دنبال بهره‌وری و کار‌آيی تیم هستند‌.
گرانت می‌گوید: «قصد ما مطالعه سازمانی بود که در آنجا کارمندان با وجود انجام دادن کار مشابه‌، تفاوت‌هایی در عملکرد از خود نشان دهند‌. در صورت مشاهده تنوع در سوددهی باید مدیران و کارمندان را از نظر شخصیتی مورد بررسی قرار داد و نهایتا‌ به ‌اين نتیجه می‌رسیم که مديران تاثیر قابل توجهی بر گروه می‌گذارند.»
طی تحقیقات انجام شده و ارسال پرسشنامه به 130 فروشگاه‌، اطلاعاتی درباره یک شرکت تحویل پیتزا به دست آمد. 57 مدیر و 374 نفر از کارمندان به ‌اين پرسشنامه پاسخ دادند. طبق بررسی‌ها مدیران مي‌بایست میزان برون‌گرایی خود را بر اساس مورد توجه قرار گرفتن‌، اقتدار در دستورات‌، صحبت کردن‌، قاطعیت و اجتماعی بودن ارزیابی می‌کردند. کارمندان نیز باید میزان فعالیت خود را مانند بهبود روش‌ها‌، اصلاح شیوه‌های معیوب‌، صحبت پیرامون ‌ايده‌ها و بیان نظرات در مورد مسائل مربوط به کار می‌سنجیدند.
«گرانت» و همکارانش به رابطه معکوس ساده‌اي دست پیدا کردند‌، همکاری مدیران درون‌گرا با کارمندان فعال‌، باعث سود بیشتر می‌شود و به عکس همکاری مدیران برون‌گرا با کارمندان غیرفعال منجر به کسب سود بالاتری می‌شود‌. چنین موقعیتی به خصوص در شرایط اقتصادی پویا و متغیر بسیار مهم است‌، اما چون مدیران برون‌گرا مایلند مرکز توجه قرار گیرند احتمال دارد موقعیتشان به واسطه فعالیت کارمندان تهدید شود. گرانت می‌گوید‌: «از طرفی دیگر، مدیران درون گرا به پیشنهادات با دقت بیشتری گوش می‌دهند و از کارمندان به دلیل تلاش و پیشگیری‌، حمایت می‌کنند.»
حضور مدیر برون گرا در کنار یک تیم با روحیه فعال نه تنها مانع محسوب می‌شود بلکه به کار‌آيی شرکت نیز لطمه وارد می‌کند‌. زمانی که مدیر برون گرا با روشی موافقت نمی‌کند کارمندان دلسرد می‌شوند و تمایلی به انجام دادن کارهای سخت از خود نشان نمی‌دهند و همچنین ممکن است در‌ آينده تمایلی به در میان گذاشتن عقایدشان نداشته باشند که‌ اين خود باعث محدود شدن خلاقیت و نوع‌آوری می‌شود.
در حقیقت‌، تضادهای شخصیتی منجر به مبارزه قدرت در یک سازمان می‌شود و آشکارا فاصله‌اي بین کارمندان و مدیران‌ايجاد می‌شود که به ویژه در شرکت‌ها یا گروه‌هایی با سلسله مراتب مسطح بیشتر‌اين اتفاق روی می‌دهد‌، برای مثال اگر مدیران از سطح همتای خود ترفیع پیدا کرده باشند یا هنوز صلاحیت و مهارت لازمه یک مدیر جدید را اثبات نکرده باشند طبق گفته گرانت‌: تحت چنین شرایطی کارمندان بیشتر با مدیر درگیری پیدا می‌کنند و موقعیتشان را به خطر مي‌اندازند که به آن «عدم اطمینان از وضعیت» هم گفته می‌شود‌.
گرانت اشاره می‌کند که‌: «اگر شرکت‌ها تحویل پیتزا را به عنوان کار تمام وقت انجام دهند‌، ممکن است به آرزویی برای كار دانش‌آموزان و دانشجویان تبدیل شوند‌. اگر کارمندی برای تهیه و تحویل سفارشات پیتزا در شب سوپر جام فوتبال یا ارائه یک کوپن جدید و معامله خاص پیشنهاد و‌ايده بهتری داشته باشد موقعیت مدیران برون گرا را به خطر مي‌اندازد‌. مدیران فکر می‌کنند که‌ اينجا رییس هستند‌، پس لازم است اقتدارشان را دوباره ثابت کنند از آنجایی که مدیران درون گرا نگرانی کمتری نسبت به موقعیت، مقام و قدرت خود دارند‌، مایل هستند به جای صحبت کردن زمان زیادی را صرف گوش دادن به مسائل کنند و نظرهای مطرح شده را با شکیبایی بررسی کرده و کمتر از وجود کارمندانی نگرانند که مسوولیتی به عهده دارند و اظهار نظر می‌کنند.
تیم تحقیقاتی‌، مطالعه دیگری نیز پیرامون رفتار مدیریت برون گرا انجام دادند‌. 163 نفر از دانشجویان دانشکده‌اي در جنوب شرقی آمریکا به عنوان اعضا و مدیر یک تیم جهت تا کردن پیراهن انتخاب شدند. هدف تا کردن تعداد زیادی پیراهن در ظرف ده دقیقه بود که جایزه برنده یک دستگاه‌ آي پاد بود.
بعضی از دانش‌آموزان به طور تصادفی انتخاب شدند تا مدير روش برون گرا یا درون گرا شوند. قرار شد مديران برون گرا نقش مديران معروفی همچون «مارتین لوتر کینگ» و «جک ولچ» که پرگو بودند را ايفا کنند‌. مديران درون گرا هم نقش مديران مشهور همچون «مهاتما گاندی» و «آبراهام لینکون» که ساکت و کم حرف بودند را اجرا کردند. در همین حال دو دانشجوی فارغ‌التحصیل هم به طور فعال یا منفعلانه با گروه‌ها همکاری کردند و در همکاری به روش فعال‌، نحوه جدید و مناسب تا کردن پیراهن را پیشنهاد می‌کردند.
محققان به عکس‌العمل متقابل مهمي‌بین مدیریت برون گرا و رفتار فعالانه با یافته‌هایشان دست پیدا کردند‌. زمانی که گروه‌‌هاي برون گرا و همدستان منفعل بودند گروه عملکرد بهتری حاصل مي‌شد. همدستان فعال‌، مدیران برون گرا را بیشتر درک می‌کردند و کمتر پذیرای نظرات جدید بودند و تلاش زیادی هم در‌اين رابطه نمی‌کردند.
طبق گفته گرانت: مفهوم جنگ قدرت در ارتباط مدیر ـ کارمند و دیگر روابط نیروی انسانی به وضوح دیده می‌شود‌. در برخی سطوح‌، چالش بر سر قدرت تمام شده است‌. مدیران از زور و قدرت خود استفاده می‌کنند و کارمندان می‌گویند‌: «به خاطر مدیران سخت کار نمی‌کنیم چون آنها حاضر به قبول و اجراي ‌ايده‌های ما نیستند‌، پس به آنها احترام نمی‌گذاریم و دوست نداریم به یکی از مقامات عالی‌رتبه تبدیل شوند‌. بهتر است در پایان یک روز کاری برای نظراتمان ارزش قائل شوند و از کمک‌هایمان قدر دانی کنند.»
به طور جالب توجهی‌، هیچ یک از مدیران درون‌گرا و برون‌گرا نسبت به گروه دیگر بهره‌وری یا سوددهی بیشتری از خود نشان ندادند‌. تفاوتی که گرانت و محققانش در‌اين رابطه یافتند در نحوه کنار هم قرارگرفتن مدیران و کارمندان بود.
او می‌گوید‌: «با وجود همکاری با گروه‌های مختلفی از کارمندان، هر دو روش مدیریت درون گرا و برون گرا به یک اندازه موثر هستند. به عنوان یک دانشمند علوم اجتماعی ‌اين مسا‌له برایم جالب است که شخصیت کارمندان در سازمان‌ها به اندازه کافی پیچیده هستند و به ندرت می‌توان نتیجه‌گیری کرد که کدام روش نسبت به دیگری مفیدتر است‌. طبق تحقیقات انجام شده به ‌اين نتیجه رسیدیم که به جای مطرح کردن‌ اين سوال که کدام روش کارآمدتر است‌، بهتر است بپرسیم در چه زمانی روشی مفید است.»
چرا تمام افراد هیات مدیره معتقدند که افراد برون گرا مدیران موفق‌تری نیز هستند؟
نویسندگان به دلایل گوناگونی اشاره می‌کنند‌: مديران برون‌گرا از شخصیت جذاب و به خصوصی برخوردارند‌. طبق نظر سنجی آنلاین به عمل آمده از 1500 مدیر ارشد که در آمد حداقل شش رقمي‌داشتند به‌ اين نتیجه رسیدند که در واقع 65 درصد از مدیران معتقدند که داشتن شخصیت و روحیه درون گرا در زمینه مدیریت‌، صفت منفی به حساب می‌آيد.
گرانت می‌گوید: «مطالعات، مفاهیم گسترده‌اي برای مدیران شرکت‌هایی دارد که قصد دارند علاوه بر بررسی سبک‌های مدیریتی خود، تغییراتی را در رتبه‌های پایین تر مدیریت ‌ايجاد کنند. مایلیم مشتاق‌، اجتماعی و قاطع باشیم و کارمندان پرشور و با انگیزه‌اي را در هیات مدیره گرد هم بیاوریم‌. اما نتيجه واقعی ‌ايجاد موقعیتی برای شروع گفت‌وگو، پيدا كردن مدیرانی است که کم‌حرف‌، آرام و در برخی موارد ساکت هستند.» مدیر عامل یک شرکت ثروتمند که دارای 500 شعبه دیگر هم بود‌، با وجود ‌اينکه فرد برون‌گرایی بود، سیاست خاصی داشت و در ابتدای هر جلسه کاری‌، 15 دقیقه‌اي سکوت می‌کرد و یک کلمه هم صحبت نمی‌کرد‌. گاهی پس از شنیدن نظرات کارمندان هیجان زده هم می‌شد، اما وانمود می‌کرد که به نظراتشان اهمیت نمی‌دهد و با آنها مقابله می‌کرد‌. از کارمندانش می‌خواست تفکرات‌، پیشنهادات‌، انتقادات و سوالاتشان را با او در میان بگذارند‌، خود به آرامي‌به حرف‌هایشان گوش می‌داد و یادداشت برمی‌داشت.
مطالب زیادی را باید پیرامون دادن اختیارات و استقلال به کارمندان جهت تصمیم‌گیری مستقلانه آموخت و آنها را با انتخاب‌های متفاوت در مورد زمان‌، مکان و نحوه انجام کار آشنا کرد. یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین فعال بودن‌، احساس مسوولیت نسبت به تیم‌، اداره و سازمان‌های بزرگ‌تر است. زمانی که کارمندان مسوول واحد بزرگ‌تری هستند به احتمال زیاد‌، کارهای محوله را فرای شرح وظایف خود انجام می‌دهند.
پس مدیران چگونه می‌توانند برخی از مطالب مورد مطالعه را عملا‌ نشان دهند؟ گرانت پیشنهاد می‌دهد زمانی که اعضای یک تیم موفق مهارت و تخصص داشته باشند، مدیران به راحتی می‌توانند شخصیت‌ها را جهت انتخاب نهایی مورد بررسی قرار دهند. پس از بررسی هر دو گروه مدیران و کارمندان‌، به‌ اين نتیجه مي‌رسیم که کدام گروه‌ها با یکدیگر همکاری خوبی خواهند داشت‌. در شرایطی که مدیران برون گرا باشند‌، از کارمندانی غیر فعال دعوت به کار می‌کنیم که تصور می‌شود آنها یک تصور واضح و نافذی از مدیر دارند و به احتمال زیاد اگر کمي ‌از محیط راحت کار دور شوند‌، انرژی می‌گیرند.
چگونه می‌توان کارمندانی را برگزید که با مديران درون‌گرا تناسب دارند؟ گرانت:‌ «تنها با مشاهده و گوش دادن. کارمندان فعال وقت و انرژی زیادی را صرف ابتکار عمل‌، در زمینه ارائه نظرات و مطرح کردن روند کار جدید می‌کنند، تا دیر وقت در شرکت به همکارانشان کمک کرده و پیگیر مشکلات بوجود آمده هستند و به دلیل رفتار و علایقشان خیلی سریع مورد علاقه جمع قرار می‌گیرند.»
گرانت پیشنهاد می‌دهد‌: «مديران برون‌گرا باید در محول کردن مسوولیت به کارمندان فعال که ‌ايده‌هایی برای پیشرفت دارند و مایل به قبول مسوولیت‌های سنگین‌تر هستند، محتاط باشند‌. باید به طور جدی به پیشنهادات و انتقادات مثبت و منفی کارمندان خود گوش دهند. بعضی از شرکت‌ها از نظرسنجی 360 درجه (نرم‌افزار ساده‌اي جهت ارزیابی فرآیند مدیریت است) برای اطلاع از انتقادات و پیشنهادات به کار می‌برند که برای استفاده در گروه‌های کوچک دشوار به نظر می‌رسد. وی همچنین می‌گوید: از کارمندان به عنوان پیشنهاد می‌توان پرسید که چطور مي‌توانند با وجود تغییرات با یک تیر دو نشان بزنند‌. برای مدیران شرایطی را فراهم کنند تا به فراگیری نکاتی بپردازند و همچنین فرصت‌هایی را جهت مشارکت کارمندان ‌ايجاد کنند. 

پزوهشی در زمینه تاثیر موسیقی بر تمرکز درون گرایان وبرون گرایان :

خالی از لطف نیست تا نتایج یکی از تحقیقات جالب در این حوزه را به سمع و نظر شما عزیزان برسانیم. روان شناسی به نام Russell Geen برای انجام تحقیق خود، یک مسأله ریاضیاتی را به درونگرایان و برونگرایان داد تا حل کنند. همزمان یک صدای زمینه نیز پخش می‌شد. نتایج حاکی از آن بود که عملکرد درونگرایان در زمانی که صدای پس زمینه کمتر بود  بهتر می‌شد. و از طرفی برون‌گرایان در زمانی که صدا بلندتر بود بهتر عمل می‌کردند. لذا باید امکان انتخاب محیط را به خود افراد واگذار کنیم تا افراد به اینوسیله بهترین عملکرد خود را ارائه دهند.

برون گرایی وطول عمر

پزشکان اسکاتلندی در مطالعه جدیدی دریافته‌اند که برون گرایی و اجتماعی بودن می‌تواند به افزایش طول عمر کمک کند.به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا ؛ یک گروه از متخصصان بین المللی به سرپرستی پزشکان اسکاتلندی در یک مطالعه 18 ساله نقش شخصیت را در 298 گوریل در مناطق حفاظت شده و باغ وحش‌های آمریکای شمالی ارزیابی کردند.
انواع شخصیت‌های این گوریل‌ها توسط نگهبانان باغ وحش‌ها، افراد داوطلب، کارشناسان و متخصصانی که این گوریل‌ها را می‌شناختند، به دقت مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت.
در این بررسی‌ها معلوم شد بین شخصیت برون گرایی و افزایش طول عمر در این گوریل‌ها ارتباط مستقیم وجود دارد و این ارتباط تحت تاثیر سن و جنسیت قرار نمی‌گیرد. این متخصصان با انجام آزمایشات فوق دریافتند افرادی که روحیه شاد و برون گرایی دارند معمولا بیشتر عمر می‌کنند.
ایرانیان بیشتر به برون گرایان توجه میکنند :
ایده آل جامعه ما فردی جسور و اجتماعی است. کسی که در کانون توجه احساس راحتی می کند. ما دوست داریم فکر کنیم که به فردیت آدم ها احترام می گذاریم، اما بیشتر با فردی راحتیم که خودش را عرضه می کند. مدارس ما، محیط های کارمان، و نهادهای مذهبی مان برای برون گراها طراحی شده اند. وضع درون گراها نسبت به برون گراها مثل وضع زنان نسبت به مردان در دهه 1950 است--- شهروندان درجه دویی که استعداد عظیم شان دست نخورده مانده است.
 

با همسر درون گرا ازدواج کنیم یا برون گرا؟

 آیا تاکنون در بحث و وژگی های فردی خود به این مسئله اندیشیده ایدکه شما چه شخصیتی دارید؟ فردی هستید که تمایل به تنهایی و کارهای انفرادی دارید و یا اینکه بودن با دیگران و حضور در جمع را می پسندید؟ آیا تاکنون در بحث و وژگی های فردی خود به این مسئله اندیشیده ایدکه شما چه شخصیتی دارید؟ فردی هستید که تمایل به تنهایی و کارهای انفرادی دارید و یا اینکه بودن با دیگران و حضور در جمع را می پسندید؟ اصولا افراد به دو تیپ شخصیتی برون گرا و درون گرا تقسیم میشوند. شاید هر کدام از شما جزوه یکی از دو دسته باشید. حالا هر شخصیتی که دارید نگران نشویدزیرا قصد نداریم بگوییم بیمار هستید و یا اینکه اختلال شخصیت دارید.

هر یک از این رفتار ها یک ویژگی فردی است که به طور ژنتیکی در همه افراد وجود دارد.همچنین عواملی از جمله تربیت خانوادگی، فرهنگ و آب و هوای جغرافیایی بر روحیات ما تاثیر میگذارد.

یک کارشناس ارشد بالینی میگوید: درون گراها افرادی هستند که وقتی در مقابل جهان بیرون قرار میگیرند،دو دل و منفعل میشوند. آنها معمولا آدمهای توداری هستند که خودشان را بروز نمیدهند، از احساسات و هیجان هایشان فقط برای دوستان معدود و خیلی صمیمی حرف میزنند. برای همین اگر یک فرد درونگرا را ببینند، با اینکه حس میکنید، دارید آدم مودبی را تماشا میکنید.اما در صورتی که او را نشناسید،فکر میکنید با آدم بی اعتنایی مواجه شدید.

رضا زیبایی ادامه میدهد: این افراد تمایل به تنهایی، اشتغال به امور ذهنی و کتاب خواندن دارند، آنها افرادی مستقل هم هستند.

وی همچنین در خصوص افراد برونگرا می افزاید:برونگراها در دنیای بیرون سیر میکنند.آنها دوست دارند که سرخوش، اجتماعی، رقابت جو، سریع و واقع گرا باشند. برای آنها هرچیزی که شفاف تر و مشخص تر باشد، بهتر است. ابهام را تحمل نمی کنند. این افراد از طبیعت گردی، مهمانی رفتن و با بودن با دوستان خسته نمی شوند.

وی با اشاره به این مسئله که افراد همیشه در همین دو قالب قرار می گیرند، می گوید: آدمها در شرایط مختلف عکس العمل های متفاوتی از خود نشان می دهند و ممکن است، فردی در یک موقعیت تنهایی را برگزیند و در جایی دیگر بخواهد در جمع حضور داشته باشد. پس نمیتوان نسخه کلی پیچید.

نکته جالب توجهی که وی به آن اشاره نمود این است که، منطقه جغرافیایی تاثیر زیادی در برونگرایی و درونگرایی افراد دارد. مردمیکه در مناطق سرسبز و جنگلی زندگی می کنند برونگرا و مردمی که در مناطق کویری هستند، درونگرا می باشند. اما در مورد مردم مشهد به دلیل رفت و آمد فرهنگهای مختلف و متغیر بودن آب و هوا نمی توان دقیقا گفت که درونگرا هستند یا برونگرا.

حالا ممکن است،دانستن همه این ویژگیها به چه دردی می خورد؟ دقیقا زمانی که به دنبال فرد مورد نظر زندگی خود می گردید، دانستن این خصوصیت اخلاقی او در انتخاب و زندگی آینده به کمک شما می آید.

زیبایی نتذکر می شود: دانستن اینکه درونگرا یا برونگرا هستید در ازدواج افراد نقش زیادی ندارد و مهم این است که بدانید با آن چگونه رفتار کنید.

وی با اشاره به اینکه این خصوصیت در زنان و مردان متفاوت است،می گوید:یک زن برونگرا دوست دارد کنار همسرش بنشیند و با او صحبت کند، به میهمانی و خرید بازار برود درحالی که مردی با این خصوصیت تمایل دارد به دنبال طبیعت گردی و اکتشاف باشد. و مسافرتهایی بدون همسر و با دوستانش برود.پس نمیتوان گفت، یک زن برونگرا در کنار یک مرد برونگرا خوشبخت است بلکه باید به آنها بیاموزید که تفاوتها را بشناسند و به عنوان مشکل به آنها نگاه نکنند تا بتوانند به راحتی با آن کنار بیایند و مدیریت کنند.

وی یادآور می شود:این مسئله که یکی از همسران درون گرا باشد و یا درونگرایی را انتخاب کند، اهمیت زیادی دارد.افرادی که این شیوه ارتباطی را انتخاب می کنند به این دلیل است که از نظر عاطفی ارتباطشان با همسر کم شده و یا اینکه همسرشان یکسره کار می کند و او مجبور به گوشه گیری میشود، در این مرحله زن یا شوهر به جای اینکه مسئله را حل کنند، صورت مسئله را پاک میکنند.

وی برای زوج هایی که با این مشکل مواجه هستند، توصیه میکند:زن و شوهر باید برای یکدیگر مشخص کنند که از هم چه انتظاراتی دارند و حدود را برای هم مشخص نمایند، آنها باید تفاوتها را بشناسند تا بتوانند آن را مدیریت کنند.وی در انتها میگوید: خانواده هایی که بر روی خصوصیت های درونگرایی و برونگرایی خود کنترلی ندارند و تفاهم نمیکنند و پدر و مادر ارتباطات اجتماعی کمتری دارند، فرزندانشان در جزیره متروک خود زندگی می کنند و به سمت مصرف مواد مخدر و بزهکاری های اجتماعی روی می آورند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 7:11  توسط یاسر امانی نژاد  |